تبليغاتX
عشق ممنوع

عشق ممنوع

میدونی بدترین گناه چیه؟اینه که به اونی که فکر میکنه تو راستگویی دروغ بگی

الو. سلام...
 
 منزل خداست؟
 
 اين منم مزاحمي که آشناست

هزار دفعه اين شماره را دلم گرفته است
 
ولي هنوز پشت خط در انتظار يک صداست

شما که گفته ايد پاسخ سلام واجب است

به ما که مي رسد ، حساب بنده هايتان جداست؟
 
الو

دوباره قطع و وصل تلفنم شروع شد

خرابي از دل من است يا که عيب سيم هاست؟

چرا صدايتان نمي رسد کمي بلند تر

صداي من چطور؟ خوب و صاف و واضح و رساست؟

اگر اجازه مي دهي برايت درد دل کنم

شنيده ام که گريه بر تمام دردها شفاست

دل مرا بخوان به سوي خود تا که سبک شوم

پناهگاه اين دل شکسته خانه ي شماست

الو ، مرا ببخش ، باز هم مزاحمت شدم

دوباره زنگ مي زنم ، دوباره ، تا خدا خداست

دوباره ...

 تا خدا خداست...
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم مرداد 1390ساعت 22:46  توسط نازنین جون  | 

سلام به همه دوستای خوبم

الان یک سال او اندی از روزی که اخرین اپمو کردم میگذره  و منم یک سال بزرگتر شدم اتفاقای زیادی افتاد......یکی از مهم ترینش جمعه هفته پیش بود که کنکور سراسریمو دادم بد نبود ولی ازتون پلیز میکنم برای من و تمام دوستام دعا کنین یکی دیگش عید امسال ما دبی بودیم و موقع برگشت ماشینمون تو جاده تصادف کرد و پودر شد واقعا یه معجزه بود که هیچکدوممون نمردیم به هر حال دلم واسه همتون تنگیده بود ولی کامپیوتر خودم هنگ کرده و زیاد نمیتونم اپ کنم ولی میدم سریع درسش کنن دوستون دارم فعلا..............................

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم تیر 1390ساعت 17:31  توسط نازنین جون  | 

معما

 من امروز بیدار مانده ام.......
بیدار مانده ام تا بدانم چه چیزی در افکار من میگنجد
ایا کسی هست که من دوستش بدارم و دوستم بدارد
....من نیمی از شب را به آه کشیدن میگذارم.....
ولی نمیدونم که (اون) کیه؟
موزیک..............رقص............و نور ماه که در تاریکی شب میدرخشد
صحنه زیباست
.........هووووووووووووووووووووووو.....صدای نسیم......
چشمانم در آن تاریکی شب برق میزنداحساس میکنم که روحم آزاد شده است
به دنبال یافته های ذهنم هستم
این برای من یک معما شده!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
خیلی عجیبه  که برق زیادی رو از تو نگاههای اکثرشون ببینی و ندونی معنیش چیه؟
خیلی عجیبه که من فکر میکنم فقط یه نگاهه و دیگران جور دیگر تعبیرش میکنن
..................
ولی نگاه عشق باید از ته دل باشه نه چیز دیگر
از وجودت باشه.....
من به این نگاه ها بی تفاوتم
من به این حرکت ها بی احساسم
و تو به من میگویی آیا به عشق در اولین نگاه اعتقاد داری؟
و من میخندم.........
چون نمیدونم عشق چیه
منو ببخش که نمیدونم عشق چیه...........متاسفم......پس خودت رو اذیت نکن......منو ببخش
منو ببخش که بی احساسم
اگه من نمیدونم معنیش چیه تو به من یاد بده
موزیک...................رقص..................
و پاهایم شروع به رقصیدن میکند نرمش.............چرخش و پرش

وتو میگویی چه زیبا میرقصی پس چگونه میشه گفت که تو ب عشق نداری وقتی که الان داری با  دلت میرقصی!!!!!!!!!!!
خودم نمیدونم و فقط میگویم
چون موسیقی دارد با من حرف میزند
و تو میگویی چگونه میگویی که بی احساسی!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
براستی این یک معماست برای خودم ...........

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم اردیبهشت 1389ساعت 22:52  توسط نازنین جون  | 

وصیت نامه

سلام

اومدم یه خبری بهتون بدم اینم اینه که متاسفانه .......

دیگه تااواسط تیر نمیتونم بیام بلاگ چون سخت درگیر امتحانامم  خدا رو شکر تا اینجا که خوب دادم و امروزم بعد امتحان از بیمارستان سر دراوردم چون دومین امتحانمون ادبیات بود و من فقط نصفه روز وقت داشتم که کل کتابو بخونم  از ساعت۲بعد از ظهر نشستم تا ۲ شب ۴صبح بلند شدم تا ۷ جسدم رسید مدرسه امتحانو دادم از اونجا رفتم بیمارستان و فشارم اومده بود ۸درحال موت بدم  دکتره برام ازمایش نوشته میگه قند داری

وایی نمیفهمن حدااقل نهاییی ۱.۵روز وقت داریم مدیرمون میگه اخرین امتحان  فکر کنم با کامیون همتونو ببرن قبرستون تازه اینا تموم بشه ۵ روز بعدش نهایی خودش شروع میشه من با چه توانی بخونم اونو تااااااازه باز اونم تموم بشه ۱۵ تیر کنکور  ازمایشی دارم  و من باید در عرض۳ هفته کل تست های دومو سوم و بزنم برام دعا کنین ۱ـامتحانامو خوب بدم۲ـکنکورمو خوب بدم۳ـدر این راه سالم و زنده بیام بیرون که خودم فکر میکنم بعیده ۴ـالبته خودم دوست دارم جوانمردانه  بمیرم  همه برام گریه کنن خودشونو بکشن  برا اونم دعا کنین۵ـالبته جوانمردانه کشته نشم مامانم خودش میوفته تو زحمت و اگه معدلم کمتر از ۱۸.۹۶باشه مامان منو اعدام میکنه

و با این همه مشکلات و سختی ها و  رنج ها وفرازو نشیب  و مشقت و فشارهای روانی و خستگی زیاد و  بی خوابی زیاد و...من دارم اپولو هوا میکنم و برا همین خواهران /برادران تا تیر ماه نمیتونم بیام بلاگ برام گریه نکنین یا اینکه خودتونو نکشین ۲ماه دوری و دوستی که گریه نداره البته میدونم نبودن من باعث ناراحتی خیلی هاتون میشه ولی اصلا ناراحت نباشین من میام خودمم نیام روحم تو بهشت براتون اپ میکنه  میگم بهشت چه جوریه که حدااقل ندید بدید از دنیا نرین هر جا رفتین بگین ما رفته بودم بهشت و هرچی من گفتم و بگین به اطرافیانتون 

خوشحال شدم که تو دوران زنده بودنم در خدمت شما بودم و ناراحتم که الان که عمرم به پایان رسید باید برمو تنهاتون بزارم و ناراحتی شما عزیزانمو ببینم خداوند روح منو شاد گرداند چون من در راه امتحان شهید شدم دلم واسه خودم سوخت بمیرم واسه خودم

اینم یه عکس از منه اخر امتحانام نگین که مردما موهام ریخته شبیه مردا شدم

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم اردیبهشت 1389ساعت 19:14  توسط نازنین جون  | 

کسانی که خواهر دارند ، شادتر و خوش بین ترند

قاصدک:به نظر می رسد که خواهران روابط اجتماعی باز و همبستگی در خانواده را تشویق می کنند اما ظاهراً برادران اثرات منفی دارند. ابزار احساسات، نقشی اساسی در سلامت روانی ایده آل ایفا می کند و داشتن خواهر باعث ارتقای این مساله در خانواده ها می شود.  
 
براساس یافته های جدید محققان داشتن حداقل یک خواهر در زندگی باعث شادی و نشاط بیشتر انسان و افزایش خوشبینی او می شود در حالی که برخورداری از برادر چنین حالتی را به فرد دست نمی دهد.

به گزارش عصر ایران  به نقل از روزنامه دیلی تلگراف چاپ لندن، این مطالعه جدید همچنین نشان می دهد بزرگ شدن فرد با حداقل یک خواهر در خانواده وی را قادر می سازد که بهتر از دیگران برمشکلات خود غلبه کند.

پروفسور تونی کاسیدی از دانشگاه اولستر که با همکاری محققانی از دانشگاه لیچستر انگلیس این تحقق را انجام داده است گفت داشتن خواهر به افزایش سلامت روانی کمک می کند.

وی افزود به نظر می رسد که خواهران روابط اجتماعی باز و همبستگی در خانواده را تشویق می کنند اما ظاهراً برادران اثرات منفی دارند. ابزار احساسات، نقشی اساسی در سلامت روانی ایده آل ایفا می کند و داشتن خواهر باعث ارتقای این مساله در خانواده ها می شود.

به علاوه تحقیقات نشان می دهد دخترانی که خواهر دارند ظاهراً به داشتن استقلال بیشتر و دستیابی به موفقیت گرایش دارند در حالی که طبق تحقیقات پروفسور کاسیدی پایین ترین امتیازات از آن پسرانی است که تنها برادر دارند و نه خواهر.

وی در خصوص دلایل این مساله گفت پسران به طور ذاتی تمایل دارند که در مورد چیزهای مختلف با دیگران صحبت نکنند و در نتیجه معمولاً با برادران خود گفت و گو نمی کنند در حالی که دختران مخالف این قضیه عمل می کنند.

این مطالعه بر روی 571 جوان بالغ بین 17 تا 25 ساله صورت گرفت که در مورد ترکیب خانواده و میزان سلامت روانی آنها سئوالاتی پرسیده شد.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم فروردین 1389ساعت 15:27  توسط نازنین جون  | 

زیباترین لحظات زندگی از نظر4لی4اپلین

لحظات شاد از نظر چارلی چاپلین

To fall in love
عاشق شدن

To laugh until it hurts your stomach
آنقدر بخندی که دلت درد بگیره

To find mails by the thousands when you return from a vacation.
بعد از اینکه از مسافرت برگشتی ببینی هزار تا نامه داری

To go for a vacation to some pretty place.
برای مسافرت به یک جای خوشگل بری


To listen to your favorite song in the radio.
به آهنگ مورد علاقت از رادیو گوش بدی

To go to bed and to listen while it rains outside.
به رختخواب بری و به صدای بارش بارون گوش بدی

To leave the Shower and find that the towel is warm
از حموم که اومدی بیرون ببینی حو له ات گرمه !

To clear your last exam.
آخرین امتحانت رو پاس کنی 

To receive a call from someone, you don't see a lot, but you want to.
کسی که معمولا زیاد نمی‌بینیش ولی دلت می‌خواد ببینیش بهت تلفن کنه


To find money in a pant that you haven't used since last year.
توی شلواری که تو سال گذشته ازش استفاده نمی‌کردی پول پیدا کنی


To laugh at yourself looking at mirror, making faces.
برای خودت تو آینه شکلک در بیاری و بهش بخندی !!!

Calls at midnight that last for hours.

تلفن نیمه شب داشته باشی که ساعتها هم طول بکشه


To laugh without a reason.
بدون دلیل بخندی

To accidentally hear somebody say something good about you.
بطور تصادفی بشنوی که یک نفر داره از شما تعریف می‌کنه


To wake up and realize it is still possible to sleep for a couple of hours.
از خواب پاشی و ببینی که چند ساعت دیگه هم می‌تونی بخوابی !


To hear a song that makes you remember a special person.
آهنگی رو گوش کنی که شخص خاصی رو به یاد شما می‌یاره


To be part of a team.
عضو یک تیم باشی


To watch the sunset from the hill top.
از بالای تپه به غروب خورشید نگاه کنی


To make new friends.
دوستای جدید پیدا کنی


To feel butterflies! In the stomach every time that you see that person.
وقتی "اونو" میبینی دلت هری بریزه پایین !


To pass time with your best friends.
لحظات خوبی رو با دوستانت سپری کنی


To see people that you like, feeling happy
کسانی رو که دوستشون داری رو خوشحال ببینی


See an old friend again and to feel that the things have not changed.
یه دوست قدیمی رو دوباره ببینید و ببینید که فرقی نکرده


To take an evening walk along the beach.
عصر که شد کنار ساحل قدم بزنی


To have somebody tell you that he/she loves you.
یکی رو داشته باشی که بدونید دوستت داره


remembering stupid things done with stupid friends. To laugh .......laugh. ........and laugh ......
یادت بیاد که دوستای احمقت چه کارهای احمقانه ای کردند و بخندی و بخندی و ....... باز هم بخندی


These are the best moments of life....
اینها بهترین لحظه‌های زندگی هستند


Let us learn to cherish them.
قدرشون روبدونیم


"Life is not a problem to be solved, but a gift to be enjoyed"
زندگی یک هدیه است که باید ازش لذت برد نه مشکلی که باید حلش کرد

وقتی
زندگی 100 دلیل برای گریه كردن
به تو نشان میده
تو 1000 دلیل برای خندیدن
به اون نشون بده.

شاید زندگی ان جشنی نباشه که ارزوشو داشتیم ولی حال که به ان دعوت شده ای تا میتونی زیبا برخص

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم فروردین 1389ساعت 15:12  توسط نازنین جون  | 

 اگر شما از جایی که در مقابل کامپیوتر نشسته اید به تصاویر فوق نگاه کنید سمت راست خانم (آرام)

و سمت چپ آقا (عصبانی) را مشاهده می کنید .

- از روی صندلی خودتان بلند شوید و هشت قدم به عقب بروید. حال به تصاویر نگاه کنید. جای آنها

عوض شده است. این تصاویر جالب توسط فیلیپ ج.شینز و آد اولیوا از دانشگاه گلاسکو ایجاد شده.

»» آنها نشان دادند که همیشه آنچه را که ما میبینیم واقعا همانهایی نیستند که وجود دارند.

- معلوم نسیت که این دو نفر چگونه این تصاویر جالب را ایجاد کرده اند.

- بدون شک این کار در فتوشاپ نیز امکان پذیر نیست. شما چه فکر می کنید؟؟؟

عکس عجیب - FREES.BLOGFA.COM

منبع    http://frees.blogfa.com/cat-15.aspx

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم فروردین 1389ساعت 22:20  توسط نازنین جون  | 

جالبه نه؟

»» این جمله با کلمه ای یک حرفی آغاز می شود ٬ کلمه دوم دو حرفیست ٬‌ کلمه سوم سه حرفی... تا بیستمین کلمه بیست حرفی .
ببینید :


I do not know where family doctors acquired illegibly perplexing handwriting nevertheless, extraordinary pharmaceutical intellectuality counterbalancing indecipherability, transcendentalizes intercommunications incomprehensibleness

- ترجمه جمله:
نمی دانم این دكترهای خانواده گی این دست خطهای گیج کننده را از کجا کسب می کنند . با این حال سواد پزشکی آنها غیر قابل کشف بودن این دست خط ها را جبران کرده و بر غیر قابل کشف بودن آنها ( دست خط ) ٬ برتری می جوید

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم فروردین 1389ساعت 22:9  توسط نازنین جون  | 

چه اهنگیه یاد خودم افتادم کاش همه نامردا یکم یاد بگیرن

 کنسل

 

خواهشم اینه بمون و کنسلش کن رفتنو
یا اگه میخواى برى این بار نفرین کن منو

انقدر سرت رو پائین نگیر آتیشم نزن
این تو و این تیغ وشاهرگ هرچه قدر میخواى بزن

تیغو بردار دستامو خط خطی کن تلافیه
 عمری من زدم به قلبت تو نگفتی کافیه

تو رو بخدا قصم اونطور نگاه نکن به من
لاقل چیزی بگو فحشی بده حرفی بزن

عزیزم دستات نلرزه تیغ اولو بزن
واسه خیانت ها و بی محلی های من

تیغ دوم رو بزن بزار بریزه آبروم
من خیانت کردم اما تو نیاوردی به روم

3 و 4 و 5 و 6 تیغا رو پشت هم بزن
وقت جون دادن هم وایسا و تو چشمام زل بزن

شاید اون لحظه ببینی اشک چشمای منو
بیا با هم آشنا کن تیغ و رگهای منو

نکنه هنوز مهمم
چرا گریه میکنی؟

حالا وقتشه بیای منو راحتم کنی
اگه باز منو ببخشی

دل بسوزونی برام
با چه رویی زنده باشم از خجالتت درام

بزار با دستای پر مهرتو رو به قبله شم
اونطوری شاید قیامت باهات رو برو بشم

تو این دنیا نشد ازت نگه داری کنم
شاید اون دنیا بتونم واسه تو کاری کنم

تیغ دستت دادم
اما عزیزم اینو یادت نره

درد سکوت تو از این تیغم بد تره
نکنه فهمیدی مثل خون تو رگهای منی

که نه میتونی بری نه تیغو راحت میزنی
نکنه میخوای ببخشی نه تورو خدا بزن

اگه بخشیدی عزیزم هی نگاه نکن به من
تو که از خونم گذشتی تو که بخشیدی منو

خواهشن پیشم بمون و کنسلش کن رفتن رو

 


+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم فروردین 1389ساعت 21:39  توسط نازنین جون  | 

 

سرگرمی تو شده بازی با این دل غمگین و خستم
با این همه ظلم تو ببین باز پای این همه قول و قرار من نشستم

نشکن دلمو به خدا آهم میگیره دامنت و یه روز
نگو بی خبری نگو نمیدونی دلم پر از یه نفرین سینه سوز
نگو بی خبری نگو نمیدونی وقتی نیستی شده
گریه کار این دل عاشق شب و روز

سرگرمی تو شده بازی با این دل غمگین و خستم
یادت نمیاد اون همه قول و قرارایی که با تو بستم
با این همه ظلم تو ببین باز چه جوری پای این همه قول و قرار من نشستم

نشکن دلمو به خدا آهم میگیره دامنت و یه روز
نگو بی خبری نگو نمیدونی دلم پر از یه نفرین سینه سوز
نگو بی خبری نگو نمیدونی وقتی نیستی شده
گریه کار این دل عاشق شب و روز

دیوونه نکن دلمو و آهم میگیره عاقبت تو رو یه روز
نگو بی خبری نگو نمیدونی دلم پر از یه نفرین سینه سوز
نگو بی خبری نگو نمیدونی وقتی نیستی شده
گریه کار این دل عاشق شب و روز

نشکن دلمو به خدا آهم میگیره دامنت و یه روز
نگو بی خبری نگو نمیدونی دلم پر از یه نفرین سینه سوز
نگو بی خبری نگو نمیدونی وقتی نیستی شده
گریه کار این دل عاشق شب و روز

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم فروردین 1389ساعت 19:30  توسط نازنین جون  |